arrowصفحه اصلي arrow خورشیدهای فروزان arrow حضرت آیت الله قاضی طباطبایی arrow زندگینامه عارف کامل حضرت آیت الحق حاج سیدعلی آقا قاضی طباطبایی
چاپ ايميل
زندگینامه عارف کامل حضرت آیت الحق حاج سیدعلی آقا قاضی طباطبایی
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5

 

 شاگردان

آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قلّه های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرّز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:

آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)، آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)، آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)، آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)، آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)، آیت الله سید عبد الکریم کشمیری(ره)، آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)، آیت الله علی اکبر مرندی(ره)، آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی، آیت الله علی محمد بروجردی(ره)، آیت الله نجابت شیرازی(ره)، آیت الله سید محمد حسینی همدانی، آیت الله سید حسن مسقطی(ره)، آیت الله سید هاشم رضوی کشمیری(ره)، حاج سید هاشم حداد(ره) و ...

در پی محبوب

ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود.

 ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر داشت، می خواست به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد.

می دانست که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال مشغول مجاهده بود. چهل سال بود که آداب عبودیت می آموخت و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده بود!

خود ایشان می گوید:

«نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم».

تقیّد تام به آداب شرع

 برای همین آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعایت مستحبّات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امری از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار می کند که به حسب طاقت بشری هیچ مستحبّی از او فوت نمی شود تا آن جا که بعضی از مخالفان و معاندان می گویند:

«قاضی که این قدر خود را مقیّد به آداب کرده شخصی ریایی و خودنماست».

و عدّه ای دیگر هم با وجود مخالفت باز نمی توانند تحسینش نکنند. یکی از مخالفین ایشان می گوید:

«من سفر بسیار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسیاری از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقیقتاً هیچ کس را همانند قاضی تا بدین حد مقیّد به آداب شرع ندیده ام».

خود ایشان می گوید:

«چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقّت از من رفته بود».

و ایشان نا امید نمی شد، می دانست که طلب حقیقی جدا از مطلوب نیست زیرا که شنیده بود:

«اذا تقرّب الیّ شبراً تقرّبت الیه ذراعاً».

«و هرگاه به اندازه یک وجب به من نزدیک شود به اندازه زراعی به او نزدیک شوم».

این قدم ها باید برداشته شود و آن نزدیکی باید حاصل گردد تا زمانی که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گیرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پیشقدم و مشتاق تر است.

«او نیز اطمینان دارد که باز نشدن در روحانیت، نه از ناحیه بی التفاتی معشوق است بلکه اگر در، بی موقع باز شود صد در صد خام از کار در آید!». و بعدها آیت الله قاضی که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبّت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می آموزد و چنین می گوید:

«اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آب برایت فوران می کند».

آیت الله نجابت از قول ایشان می گوید:

«چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در این مدّت نه خوابی دیدم، نه مکاشفه ای، نه رفیقی، نه همدردی، چهل سال است که در را می کوبم و خبری نیست».



 
قبل >
كليه حقوق نزد پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله حاج سيدعلي محمد دستغيب محفوظ ميباشد.